تک ستاره
عکس ها و شعرهای عاشقانه+قسمتی از لحظه های زندگی....

لب‌های تو لب نیست! عذابی‌ست الهی 


باید که عذابی بچشم گاه به گاهی

 

در لحظه‌ی دیدار تو، گفتم که بعید است 


چشمان تو من را نکشاند به تباهی

 

لب‌های تو نایاب‌تر از آب حیات است 


تو سوزن پنهان شده در خرمن کاهی

 

این کار خدا بوده که یکباره بیفتد 


در تنگ بلور شب و من مثل تو ماهی

 

ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز ! 


معشوقه‌ی مایی، چه بخواهی چه نخواهی!!

 

+ دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 22:3

بـرای ازتـو نـوشـتن کــه وقــــت لازم نیســت

 
ردیــف و قــافیـــه و شعـرسخت لازم نیســت 



ببـیـن مـرا کــه نشسـتم کنـــار تـو عـــــریان 


بــــرای روح بــرهنــــه که رخـت لازم نیســت 


بـــه یـاد مهــــر تو بــودن هــزار پیــروزیســت 


شکـایت از غـم و درد و شکست لازم نیست 



چه عیــب اگـر بنشیــنم به خـاک راهــت من 


بـرای خـاک نشـین تاج و تخــت لازم نیســت 


تو را به سادگی انگـــــار شـرح باید گـفـــــت


شراب و ساقی و چشمان مست لازم نیست

 

+ شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 11:2

خاستم پنجره را باز کنم گفتی نه


جای ِ مهتاب تو را ناز کنم گفتی نه


دست بردم بزنم پرده به یکسو و خودم


خانه را غرق در آواز کنم گفتی نه


به سرم زد گل ِ گلدان ِ اتاقت بشوم


عطر ِ خود را به تو ابراز کنم گفتی نه


آرزو داشتم آیینه شوم تا که تو را


یک دل ِ سیر برانداز کنم گفتی نه


زخمه برداشتم از شوق شده مثل نسیم


تاری از موی ِ تو را ساز کنم گفتی نه


آمدم حافظ ِ آن شاخه نباتت باشم


عشق را ساکن ِ شیراز کنم گفتی نه


زیر ِ آوار ِ سکوتی که به جانم می ریخت


لب گشودم سخن آغاز کنم گفتی نه


دلخور از تو به در ِ باز ِ قفس خیره شدم


آسمان گفت که پرواز کنم گفتی نه!

+ دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 9:26

من به بعضی چهره ها چون زود عادت می کنم


پـیـششـان سـر بـر نمی آرم ، رعایت می کنم

 

همچـنـانکـه بـرگ خـشـکـیده نمـاند بـر درخـت


مـایـه ی رنـج تـو بـاشـم رفـع زحمـت می کنم

 

این دهـــــان بـاز و چـشم بی تحرک را ببخش


آنـقــدر جــذابـیـت داری کـه حـیـرت می کـنـم

 

کـم اگـر با دوسـتـانم می نشینم جـرم تـوست


هر کسی را دوست دارم در تـو رؤیـت می کنم

 

فکر کردی چیست مـوزون می کند شعـر مـرا؟


در قــدم بـرداشــتـن هـای ِ تـو دقـت می کـنم

 

یـک ســلامـم را اگـر پـاسـخ بـگـویی مـی روم


لـذتـش را بـا تـمـام شـهــر قـسـمـت می کنم

 

ترک ِ افـیـونی شبیه تو اگـر چه مشـکـل اسـت


روی دوش دیــگـــران یـک روز تـرکـت می کـنـم

 

تـوی دنـیـا هـم نـشـد بـرزخ کـه پـیـدا کـردمـت


می نـشیـنم تـا قـیامـت بـا تـو صحبت می کنم

+ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 8:58

 

همه چی آرومه غصه ها خوابیدن...


خارج از گود
+ شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 8:58

ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ،


ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻥ ....


ﻣﻦ،


ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺭﺍ،


ﻧﺬﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ...

 

+ سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 6:59

ای بهاران همه افسون شده از عطر تنت


دو بلورین صدف آمیخته با پیرهنت

 

نیمه باز آن یقه و دلهره بر جان من است


بیش از این وا شدنش، لحظه ی پایان من است

 

رشته کوه است و دلم حس پریدن دارد


هیبت قله از این فاصله دیدن دارد

 

تن بی تاب تو با وسوسه اش می ارزد


دکمه را باز نکن، دست خدا میلرزد

 

از همان شب که تراشید تو را زلزله شد


طرح اندام تو در هر دو جهان مسئله شد

 

تا که دستی به دماوند تو زد حیران شد


فتبارک که نه! انگار خدا شیطان شد

 

به گمانش همه را با تو هوایی بکند


ملکه باشی و او با تو خدایی بکند

+ دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 14:35

آغـِـشـتــه بــه تــُـو می شـَـوَد



روحـَـم



نــَـفـَـسـَم



بــَـنـد بــَـنــد وجــودَم



وَقـــتــی دَر حـِـصارِ دَســتــانَـت



بـــوســــه بـــاران



می شــَـوَم ....

+ یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 18:27

داستان من و چشم تو شنیدن دارد


خواب این فاصله تعبیر رسیدن دارد


پیچک خاطره ی موی تو در دامن باد


نقش این پرتره در سینه کشیدن دارد


گفتی از ساعت دیدار و ببین عقربه را 


در پی ثانیه ها شوق دویدن دارد


گرچه یک باغ پر از وسوسه ی بوی گلی


بوسه از غنچه ی لب های تو چیدن دارد


لب به لب گفتم و ای کاش که قسمت بشود


طعم لب های اناری که چشیدن دارد


ناز معشوقه ی ما گر چه گران است ولی


هر چه این عشوه گران تر که خریدن دارد


عاشقت هستم و ای کاش تو هم می بودی


گفتن این خبر و چشم تو دیدن دارد


خارج از گود
+ شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 12:42

چه ۱۳ باشد،


چه یک روز دیگر...


وقتی سهم من از تمام


این روزها "نبودنت" باشد


نـحـس است روزها... 

+ پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 10:5